تبليغاتX

این كه حسین فریاد مى‏زند - پس از این كه همه عزیزانش را در خون مى‏بیند و جز دشمن كینه توز و غارتگر در برابرش نمى‏بیند - فریاد مى‏زند كه: «آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنى؟»؛ مگر نمى‏داند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام گیرد؟ این «سؤال»، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش بیان مى‏كند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى‏نماید. *****شهید دکتر علی شریعتی

نــــــوا

 

سلام خدمت دوستان عزیز:

خواهشمند هستم این بیوگرافی استاد رو خوب مطالعه کرده و در پایان پیام استاد را به دقت بخوانید.

مخصوصا طرفداران استاد که بنده نیز یکی از طرفداران قدیمی استاد هستم تا روح بزرگ استاد را درک کنند و به نظرتان ایشان به عنوان یک طرفدار واقعی احترام بگذارند.

چون بعضا مشاهده می شود تعداد معدودی به عنوان حامی و طرفدار استاد سخنان بیهوده ای نقل می کنند که امیدوارم آن عده معدود نیز با خواندن این مطلب به درخواست استاد گرانمایه علیرضا افتخاری احترام بگذارند.

ضمنا با توجه به کسالت استادشجریان برای ایشان آرزوی سلامتی داریم.

علیرضا افتخاری مهیاری در روز دهم فروردین ماه هزارو سیصد و سی و هفت در شهر هنر ؛ اصفهان دیده به جهان گشود . وی از همان کودکی بسیار خوب و رسا می خواند .

استاد نخست ایشان ؛ استاد طباطبایی نوازنده ی روشندل ویولون بودند که به پیشرفت افتخاری کمک های شایانی نمودند.به طوری که صفحاتی از افتخاری در نوجوانی توسط شرکت رویال در استودیو طنین ضبط شد.

اما وقتی در 14 سالگی نزد استاد تاج اصفهانی  ؛ افتخار شاگردی نصیبشان شد , استاد ایشان را از خواندن و ضبط صفحه بر حذر داشتند و یادگیری کامل ردیف ها را از وی خواستند.

افتخاری با پشتکار و علاقه خاصی فرموده های استاد را آویزه ی گوش خود می کرد و سعی می کرد که بیشترین بهره را از وجودشان ببرد .

استاد تاج اصفهانی علاوه بر منابع عظیم قرنها موسیقی ایرانی ؛ دارای منش های اخلاقی نیکویی هم بودند که زبانزد خاص عام است و یکی از آموخته های تاج به تمامی شاگردانش در وهله ی اول  همین منش های اخلاقی بود.

شاگردی استاد بزرگی چون تاج اصفهانی نقطه عطفی در زندگی هنری افتخاری بود به طوری که افتخاری موفقیت هایش را مرهون استاد تاج می داند و از ایشان همیشه به احترام و نیکی یاد می کند .

در سال 1357 با حضور بزرگانی نظیر دکتر صفوت ؛ دکنر فروغ ؛ استاد شهنازی ؛ استاد تجویدی و ... در آزمون باربد موفق به کسب رتبه نخست گردید.

« استاد شهنازی دستش را روی دوشم گذاشت و فرمود که مواظب خودت باش تو دیگر خواننده ی این کشور شدی. من هم زانو زدم و دست ایشان را به احترام بوسیدم. »

اینها خاطرات افتخاری از آن دوران است .

در سال 1360 که استاد تاج به دیار باقی شتافتند؛ افتخاری به نزد استاد دادبه رفت . استادی که علی رغم اینکه استاد معروفی در زمره موسیقی ایران نبود، اما دارای گوش و هوش موسیقایی قوی بود و سهم به سزایی در احیای دشتستانی داشت .

استاد دادبه با افتخاری آواز و دو بیتی محلی و نیز صدا سازی کار کرد .

افتخاری در سال 63-62 آلبوم آتش دل را به یاد استادش ؛ تاج اصفهانی خواند . در حالی که در سنین جوانی بود.

وی در همین سالها نزدبزرگانی  نظیر استاد کسایی  و استاد شهناز و استاد شجریان هم کسب علم می کرد به طوری که در مورد استاد کسایی نقل قولی از افتخاری در زیر آمده است :

« روزی با استاد کسایی سه گاه کار می کردیم و استاد از اول سه گاه ؛ خیلی تشنه بودند اما تا آخر سه گاه این عطش پابرجا بود و همچنان ادامه می دادند.»

افتخاری در سالهای اولیه دهه شصت ؛ اجراهای خصوصی نیز به همراه اساتیدی نظیر : کسایی ؛ بدیعی ، بیگجه خانی و شهناز داشتند . البته این آثار تک نسخه ای هستند و هیچگاه منتشر نشدند.

در سال 64-63 با آوازی به نام قصه گیسو در ماهور و با نی کیانی نژاد در فیلم امیر کبیر صدای ایشان از تلویزیون پخش شد.

افتخاری بعد از آتش دل بنا به فرموده مرحوم پدر ، تا سه سال نخواند و بعد از سه سال با موافقت آن مرحوم کارهایی نظیر راز و نیاز با استاد حسین علیزاده و مهروزان با استاد کیانی نژاد را اجرا نمود.

اواخر دهه شصت با کنسرت های پیاپی در کشورهای مختلف مصادف بود و از این کنسرت ها می توان به کنسرت راه ابریشم در 28 شهر و کنسرت آلمان (مقام صبر به همراهی استاد مشکاتیان) و ... اشاره کرد .

در یکی از همین کنسرت ها در ونکور کانادا شایعه بمب گذاری در سالن سبب شد که ایشان به مدت 6 ساعت بدون امکانات صوتی در فضای آزاد برنامه اجرا کند که خود افتخاری  هم از 6 ساعت خواندن پیاپی هنوز متعجب است آن هم بدون امکانات صوتی !

افتخاری در سال 69-68 در ژاپن با عارفی آشنا می شود که در پی این آشنایی به ختن چین نزد ایشان رفته و در آنجا عرفان و سلوک عرفانی را تجربه می کند . به طوری که در بازگشت ؛در آثارش تحول پیدا می کند و احساساتش در حین خواندن کاملاً تغییر می کند .

ناگفته نماند که افتخاری اولین کسی بود که بعد از انقلاب ، اشعار حافظ را به صورت ترانه و تصنیف خواند . تصانیفی نظیر : روز هجران ، نفس باد صبا و ...

در اوایل دهه هفتاد با ارائه آثاری نظیر نازنگاه ، نیلوفرانه ، سروسیمین ، یاد استاد و ... تبدیل به چهره ای شناخته شده در نزد مردم گردید.

در همین سالها در برنامه تماشاگه راز به همراهی اساتیدی نظیر جلال ذوالفنون ، بهزاد فروهری ، شهریار فریوسفی و ... به ارائه آثاری بداهه خوانی و نیز قطعات ضربی نمود که نمونه ای از این آثار در آلبوم مستانه و شب عاشقان بعدها عرضه شد .

در اواخر دهه هفتاد نیز کنسرت ها از سر گرفته شد اما این بار در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی که نمونه ای از این کنسرت ها ، کنسرت لندن است که آلبوم آن اخیراً منتشر شده است .

  منبع : وبلاگ علیرضا افتخاری

 

پیام علیرضا افتخاری

سلام و درود مولا علی (ع) بر شما جوانان عزیز و زحمت کش این مرز و بوم که شبانه روز در تلاش هستید تا اخبار و اطلاعات این موسیقی فاخر را در دسترس دیگران و دوستداران این هنر قرار دهید ، بــاید بگویم ره عشق را می پیمــائید و اطمینــان دارم که این عشق به بی راهه نمی رود . شنیده ام میان شما عزیــزان اختلافـاتی وجود دارد که همچون یک آتش فشـــان آمــاده گاهی فوران کرده و بعضی از مسائل را به وجود آورده و جو دوستانه شما را بر هم میریزد  لازم میدانم توضیحی در این مورد داشته باشم.

در جایی دیگر میخوانیم :

اما مسئله دیگری که مرا رنجانده و به فکر واداشته است اختلافات بین دوستداران بنده حقیر و دوستدران مرد بزرگ موسیقی کشورمان ، دوست عزیز و یار قدیمی بنده جناب آقای شجریان است باید بگویم بنده نهایت ارادت را نسبت به این استاد بزرگ دارم و اگر در جایی شاهد باشم به این شخصیت توهینی شود شخصا برخورد خواهم کرد . من همیشه به این امید بوده ام که افتخاری ها شجریان ها ،گلپا ها، ایرج ها و ... بتوانند در کنار یکدیگر و با تلاش فراوان موسیقی نمونه را به مردم عزیز ایران و جهان ارائه کنند و در این راه موفق باشند که به لطف خداوند متعال چنین نیز بوده است .

-----------------------------------------

"علي‌‏رضا افتخاري" خواننده و "سامان احتشامي" نوازنده پيانو آهنگ‌‏ساز ، در تازه‌‏ترين همكاري مشترك خود اقدام به اجراي آوازهاي راست پنجگاه و بيان اصفهان كرده اند.

احتشامي ضمن اعلام اين خبر گفت : هم اكنون مراحل ضبط اين اثر به پايان رسيده است و احتمالا تا دو هفته آينده منتشر خواهد شد.

منبع : ایلنا

-----------------------------------------

 

«معنويت، روحانيت، تفكر و تعقل همه از نشانه هاي دروني موسيقي ايراني است. به بيان ديگر، بي هويتي پوچي و پوچگرايي و اصالت گريزي و... هيچگونه راهي در درون گوهره وجودي موسيقي ما ندارد. هنرمند ما بايد به نوعي با معنويات ايراني و اسلامي عجين باشد تا بتواند موسيقي و صدايش در مخاطب تأثيرگذار باشد. به عنوان مثال شما اگر يك لامپ را با تمام لوازم جانبي آن در يك اتاق وصل كنيد؛ اما رشته اصلي سيم را به برق ساختمان وصل نكنيد؛ اين لامپ هيچگاه روشن نخواهد شد و هيچگونه روشني بخشي هم نخواهد داشت. در بعد موسيقي هم تا با آن حالت عرفاني پيوند نداشته باشيد اثرتان تأثيرگذار نخواهد بود و به قول شاعر «بنده طلعت آن باش كه آني دارد»
عليرضا افتخاري در ادامه مي گويد: «يك هنرمند موسيقي يا شاعر و خوشنويس و... بايد اول دل مخاطبان را به دست بياورد و زماني اين امر تحقق مي يابد كه خود صاحب دل باشد. شاعر مي گويد:

غره مشو كه مركب مردان مرد را
در سنگلاخ باديه پي ها بريده اند
نوميد هم مباش كه رندان باده نوش
ناگه به يك ترانه به منزل رسيده اند

اما اگر با آن معنويات و رازهاي نهاني پيوند پيدا كرديم، آنوقت است كه به ما گوشه چشمي خواهد شد و تأثيرات اين امر مهم نيز در آثارمان به خوبي متبلور مي شود. كليد كشف راز نهاني انسان هاي شكست ناپذير در پيكار زندگي را بايد در انگيزه ها و چند و چون ساختمان روان آنها جستجو كرد. در كار هنر و موسيقي هم بايد اول خودمان را بشناسيم و به يك خودشناسي عميق برسيم؛ بعد ببينيم كه بايد چكار كنيم.»
افتخاري به گسترش موسيقي هاي سطح پائين با نام «پاپ» اشاره مي كند و مي گويد: «نمي توانيم به يك جوان سيلي بزنيم كه چرا پاپ گوش مي كند؛ بلكه بايد وضعيت موسيقي خودمان و هنرمندان اين عرصه را بررسي كنيم. امروز متأسفانه تمامي اظهارنظرها درحد حرف باقي مي ماند؛ آنهم حرف هاي تكراري و بلا اثر. از سوي ديگر بسياري از موسيقي دان هاي ما براي خودشان زندگي مي كنند؛ نه براي جمع. در اين صورت هنگامي كه پيوند ميان هنرمندان و مخاطبين سست شد، نتيجه اش همين مي شود كه موسيقي هاي سطح پائين خود به خود رواج پيدا مي كند و از طرفي اساتيد موسيقي هم ضعيف عمل مي كنند و اين نوع موسيقي وزين و ارزشي به حاشيه مي رود. مثلاً در يك مركزي مثل «خانه موسيقي ايران» كه بايد تصميمات مهمي درباره موسيقي گرفته شود، متأسفانه مي بينيم كه فقط مدير عوض مي كند و ما هم چشم براهيم ببينيم چه مي شود. امروز هنرمنداني داريم كه هرچند وقت يكبار مصاحبه اي مي كنند و از وضعيت موجود انتقاد دارند؛ اما همان هنرمند به اندازه اي كه مصاحبه مي كند كار نمي كند! بلكه در گوشه اي نشسته و نظاره گر امور است.
به نظر من بايد ببينيم استقبال از موسيقي هاي سطح پائين از كجا نشأت مي يابد و دليل اصلي اش چيست.»
منبع : روزنامه ی کیهان

 

 نوشته شده در  سه شنبه 30 بهمن1386ساعت 16:56  توسط مهدی  | 


با سلام خدمت دوستان عزیز

در این پست چند تصنیف زیبا از خوانندگان درجه یک کشورمان قرار داده ام. امیدورام  مقبول شما دوستان نیز بیافتد. که مطمئنا اینگونه خواهد بود چون واقعا تصانیف زیبایی هستند.

مثل همیشه با نظرات نکته بینانه ی خود من را در بهتر کردن وبلاگ یاری نمایید.

ردیف

تصنیف / خواننده

مدت / حجم

لینک دانلود

۱

دلشدگان/ استاد شجریان

۳:۴۲ / ۱۵۳۴

دانلود

۲

الا یا ایها الساقی/ استاد بسطامی

۷:۵۳ / ۳۲۳۶

دانلود

۳

عشق پاک / استاد گلپایگانی

۳:۵۴ / ۶۸۸

دانلود

۴

بیا تا گل برافشانیم / استاد افتخاری

۵:۴۶ / ۲۳۷۳

دانلود

۵

دخترخورشید / علیرضا قربانی

۳:۱۳ / ۱۳۲۴

دانلود

 نوشته شده در  سه شنبه 30 بهمن1386ساعت 9:47  توسط مهدی  | 


عليرضا قرباني، متولد 1351 در تهران و فارغ‌التحصيل رشته بيولوژي از دانشگاه شهيد بهشتي است.

 وي موسيقي را به شكل حرفه‌اي با استاداني چون خسرو سلطاني، بهروز عابديني، مهدي فلاح، دكتر حسين عمومي و احمد ابراهيمي ادامه داد. اما اولين كاري كه با آن به مردم معرفي شد، موسيقي سريال تلويزيوني «كيف انگليسي» بود.

قرباني، اين شانس را داشت كه اولين كارهايش را با فرهاد فخرالديني اجرا كرد و توانست به عنوان خواننده اركستر موسيقي ملي نيز فعاليتش را با اين استاد موسيقي ادامه دهد. وي تاكنون با گروه‌هاي مختلف موسيقي همكاري داشته و كنسرت‌هايي را در ايران و ساير كشورها، اجرا كرده است. قرباني از 8 تا 10 تير ماه در كاخ نياوران به اجراي برنامه پرداخت و تا پايان تير ماه نيز دو كنسرت در آلمان و يونان برگزار خواهد كرد.

چندي است تيتراژ سريال «مدار صفر درجه» نيز با صداي او و آهنگسازي فردين خلعتبري، از شبكه اول سيما در حال پخش است. به اين مناسبت گفت‌وگويي با اين خواننده خوش صدا انجام داده‌ايم كه مي‌خوانيد:

  • مدار صفر درجه دومين همكاري شما با آقاي خلعتبري است. آيا از كارتان در مدار صفر درجه راضي هستيد؟

- مدار صفر درجه بعد از «شب دهم» دومين همكاري من با آقاي خلعتبري است. موسيقي اين سريال، همراه با گروه كر آقاي نوري اجرا شده و كار جديد محسوب مي‌شود. حتي تم موسيقي گروه كر نيز نو و زيباست. در مجموع، من كارهاي آقاي خلعتبري را دوست دارم و از اين كه در اين كار هم با ايشان همكاري داشته‌ام، خوشحالم.

  • كار براي سريال را بيشتر مي‌پسنديد يا اثري كه به شكل آلبوم منتشر شود؟

- طبيعي است كاري كه به شكل آلبوم باشد، بهتر است و من هم اثري كه به شكل آلبوم ارائه شود، را بيشتر دوست دارم.

  • از نظر اجرا، كار براي سريال يا آلبوم، چه تفاوت‌هايي با هم دارند؟

- آهنگي كه بايد براي سريال ساخته شود، شاعر، آهنگساز و خواننده را در خلق آن محدود مي‌كند. چون آهنگ مورد نظر بايد با موضوع سريال در ارتباط باشد. البته در اين نوع آهنگ‌ها و تصانيف هم، ذوق و خلاقيت مؤثرند. اما اين‌خلاقيت در ساخت موسيقي سريال، در راستاي موضوع آن قرار مي‌گيرد.

  •  آيا موضوع سريال و ساير عوامل آن برايتان مهم است؟

- بله، خيلي مهم است كه با كدام آهنگساز و كارگردان همكاري مي‌كنم. حتي موضوع سريال را هم بايد دوست داشته باشم تا بتوانم خواندن اشعار آن را قبول كنم.

  • تا به حال پيش آمده كه به دلايلي از آهنگساز يا شاعر بخواهيد كه شعر را تغيير دهند؟

- خير. اگر خواندن يك شعر برايم مطلوب نباشد، يا با شعر، ارتباط برقرار نكنم، آن كار را نمي‌پذيرم. اين اتفاق براي همه پيش مي‌آيد چون به هر حال خواننده هم بايد شعري كه دوست دارد را بخواند.

  •  ممكن است پيشنهاد دهيد كه چند كلمه در شعر تغيير كند؟

- نوعي تعامل بين شاعر، خواننده و آهنگساز وجود دارد كه باعث مي‌شود، با تغييراتي در شعر و آهنگ، اثر بهتري بسازند.

  •  در خبرها آمده بود كه شما قصد داريد در آلمان و آتن كنسرت داشته باشيد. درباره اين كنسرت‌ها و گروهي كه شما را همراهي مي‌كنند، بگوييد.

- كنسرت آلمان در واقع در بزرگترين و مشهورترين فستيوال موسيقي اين كشور به نام رولشتد (Rudolstad) اجرا مي‌شود. اين جشنواره روزانه نزديك بيست هزار تماشاگر دارد و بيش از 30 گروه از كشورهاي مختلف در آن شركت مي‌كنند.

 قرار است من همراه دوستانم كه از بهترين نوازنده‌هاي ايراني هستند، به مدت دو شب در آلمان و دو شب در آتن كه فستيوال هلنيك در آن برگزار مي‌شود؛ برنامه داشته باشيم. در آلمان همچنين يك ورك‌شاپ درباره موسيقي ايران خواهيم داشت. همچنين شركت در كنسرت‌ها و فستيوال‌هايي در كشورهاي تونس، ايرلند، سوييس، سوئد و فرانسه، از ديگر برنامه‌هاي آتي ماست.

سال گذشته نيز با همين گروه در چند شهر فرانسه كنسرت اجرا كرديم كه همه آنها به مناسبت سال جهاني مولانا بود. كنسرت‌هاي امسال نيز درباره حضرت مولاناست و قرار است گزيده‌اي از اين كنسرت‌ها، توسط يك ناشر اروپايي در اروپا منتشر شود.

  •  كدام يك از نوازندگان، همراه با چه سازهايي با شما براي اجرا، مي‌آيند؟

- آقايان رشيد كاكاوند، شروين مهاجر، اسحاق چگيني و سامان صميمي با دو كمانچه، يك تار، ني و سازهاي كوبه‌اي در اين كنسرت‌ها حضور خواهند داشت.

  •  چرا مدتي از اركستر موسيقي ملي كناره‌گيري كرديد؟

- به دليل كار زياد و اجراهايي كه با گروه‌هاي ديگر در ايران يا خارج از ايران داشتم، نتوانستم بيش از آن با اركستر موسيقي ملي همكاري كنم. به همين دليل حدود دو سال از اركستر ملي دور بودم. اما در روزهاي هشتم، نهم و دهم تير ماه، قرار است با اركستر موسيقي ملي، كنسرتي در كاخ نياوران داشته باشم.

  •  شما با گروه‌هاي مختلف همكاري داشته‌ايد. كار با كدام يك از آنها بهتر بود؟

- هر كدام از آنها يك تجربه جديد است. به طور مثال همكاري با مجيد درخشاني در گروه خورشيد برايم يك تجربه كاري خوبي بود. با گروه ايراني به سرپرستي آقاي طاهري نيز همكاري داشته‌ام و همين‌طور با گروه‌هاي ديگر. اما نمي‌توانم بگويم كه از كار با كدام يك از آنها بيشتر راضي‌ام. چون كار با هر گروه، حال و هواي خاص خود را دارد.

  •  دوست نداريد يك گروه براي خودتان داشته باشيد؟

- دوست ندارم بگوئيد گروه خودتان. چون از سال‌ها پيش، با تعدادي از دوستان نوازنده در فستيوال‌ها ، كنسرت‌هايي داشته‌ايم و تقريباً در تمام جشنواره‌هاي بين‌المللي با هم بوده‌ايم. اين گروه از بهترين دوستان من در حوزه موسيقي هستند و نمي‌توانم بگويم سرپرست اين گروه كيست.

  •  دوست داريد با كدام يك از آهنگسازان ايراني، همكاري داشته باشيد؟

- در ميان كساني كه در قيد حيات هستند و من هميشه آثارشان را دوست داشته‌ام، مي‌توانم آقايان پرويز مشكاتيان، فرهاد فخرالديني، محمدرضا لطفي، عباس خوشدل، حسين عليزاده را نام ببرم. البته آهنگسازان ديگري هم هستند كه الان حضور ذهن ندارم.

  •   مثل اينكه شما چند بار در قرائت قرآن نيز جايزه‌هايي را برده‌ايد؟

- من از هفت سالگي قرآن مي‌خواندم. اما يك قاري حرفه‌اي بودم. حتي در دوران دانشگاه نيز در مسابقات قرائت قرآن شركت مي‌كردم و سال دوم دانشگاه در مسابقه دانشجويان كشور، نفر دوم شدم. اما از حدود 12 سالگي موسيقي را با خواندن آواز آغاز كردم و در نهايت، آواز، حرفه‌ام شد. 

  •  پس چرا رشته بيولوژي را براي دانشگاه انتخاب كرديد؟

- اين رشته را هم دوست داشتم اما از همان اول مي‌دانستم كه در اين رشته فعاليت نخواهم كرد. چون پيش از رفتن به دانشگاه هم در راديو برنامه اجرا مي‌كردم و مي‌دانستم كه حرفه‌ام موسيقي خواهد بود.

  • وضعيت آواز ايران را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟

- بايد موسيقي را سر و سامان داد. چون در دوره‌اي، ناگهان همه درها باز شد و موسيقي‌هاي مختلف، توسط خوانندگان و نوازندگان متفاوت، مجوز پخش گرفتند. به نظرم بايد همه نوع موسيقي توليد شود، اما لازم است آنهايي كه اهل فن هستند، موسيقي خوب و جدي را بيشتر و بهتر ترويج كنند. در واقع جوانان را به شنيدن موسيقي خوب عادت دهند.

  • موسيقي خوب از نظر شما چه نوع موسيقي است؟

- از نظر برخي موسيقي بد وجود ندارد. اما من معتقدم موسيقي بايد اثر خوب در شنونده بگذارد كه اين اثر الزاماً به فكر فرورفتن يا خلسه نيست. موسيقي مي‌تواند براي انسان شادي به همراه داشته باشد و ساز دروني انسان را كوك كند. در واقع موسيقي خوب، مي‌تواند غم، شادي و تمام حالات و عواطف انساني را به همراه داشته باشد.

برداشت از سایت http://www.hamshahrionline.ir

حال یک تصنیف و یک آواز در دستگاه همایون(گوشه بیداد) بسیار زیبا از علیرضا قربانی برای شما آماده کرده ام دانلود نکنید از دست داده اید. مطمئن باشید.

 نظر فراموش نشود

۱- تصنیف جلوه گل    ۸:۲۹        ۲۴۸۸ کیلو بایت             بسیار زیبا

۲- آواز ( بیداد )         ۴:۳۳       ۱۰۶۰۲ کیلوبایت            بسیار زیباتر

 نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 21:32  توسط مهدی  | 


سلام

دراین قسمت بازهم چند تصنیف زیبا برای شما آماده کرده ام. تصانیف بسیار بسیار زیبایی هستند حتما دانلود کنید مطمئن باشید چیزی از دست نمی دهید.

خوشحال می شوم که نظرتون را هم بگین.

تصنیف / خواننده

زمان / حجم

لینک دانلود

مرایکه تنها مگذار / زنده یاد بسطامی

۱:۳۷ / ۵۷۲ کیلوبایت

دانلود

صحراصحرا دویده ام / استاد افتخاری

۵:۴۳ / ۲۰۱۰ کیلو بایت

دانلود

یادباد / استاد شجریان

۴:۳۷ / ۲۱۶۶ کیلو بایت

دانلود

به دردی مبتلا گشتم / سالار عقیلی

۸:۲۹ / ۲۹۸۴ کیلو بایت

دانلود

نسیم سحر / علیرضا قربانی

۵:۴۲ / ۱۳۰۰ کیلو بایت

دانلود

 نوشته شده در  شنبه 27 بهمن1386ساعت 9:24  توسط مهدی  | 


محمدرضا لطفی در سال ۱۳۲۵ در شهر گرگان به دنيا آمد. وي به مدت پنج سال در هنرستان موسيقی به آموختن موسيقی پرداخت و موسيقی را نزد استادانی چون علی اكبر شهنازی، حبيب الله صالحی فراگرفت. پس از پايان هنرستان به دانشكده موسيقی راه يافت و به تكميل آموخته‌هايش پرداخت. در اين زمان از ديگر استادان نيز بهره جست كه می توان به اين نام ها اشاره كرد: نورعلی برومند، عبداله دوامي،سعيد هرمزی و ساير استادان دانشكده موسيقي.
محمدرضا لطفی در سال ۱۳۴۳ جايزه نخست موسيقی‌دانان جوان را نيز كسب كرد.
در جشنواره موسيقی جشن هنر ۱۳۵۴در شيراز به همراه محمدرضا شجريان و ناصر فرهنگ فر به اجرای راست پنجگاه پرداخت كه بسيار مورد توجه قرار گرفت.
در اجرای رديف آوازی توسط عبدالله دوامی با ساز تار وی را همراهی كرد.
در سال ۱۳۵۳ به عضويت گروه علمی دانشكده موسيقی درآمد و در همين سال همكاری خود را با راديو آغاز كرد. به مدت يك سال و نيم به عنوان مدير گروه موسيقی دانشكده موسيقی هنرهای زيبای تهران به كار مشغول شد و پس از آن از اين سمت استعفا كرد.
در سال ۱۳۵۴ گروه شيدا را راه اندازی كرد و به همراه گروه عارف به سرپرستی حسين عليزاده به بازخوانی و اجرای دوباره آثار گذشتگان پرداخت.
كانون موسيقی چاووش را با همكاری هنرمندانی مثل حسين عليزاده، پرويز مشكاتيان، علی اکبر شكارچی و ... راه‌اندازی كرد و در طی يک فعاليت چشمگير آثاری از اين گروه به جای ماند كه به گفته بسياری از اساتيد از بهترين كارهای موسيقی ايران به شمار می روند.
پس از انحلال چاووش بعد از سفرهای زيادی که برای کنسرت به ايتاليا، فرانسه و آلمان کرد، در سال ۱۳۶۵ به آمريکا رفت.
علاوه بر کنسرت‌های متعدد در سراسر آمريکا، مرکز فرهنگی هنری شيدا را در واشنگتن تاسيس کرده است.
وی هم اکنون پس از سال‌ها دوری از وطن به ايران بازگشته است و در مکتب خانه ميرزا عبدالله به تدريس علاقه مندان موسيقی مشغول است.
وي از سال‌ها قبل كتاب سال شيدا را انتشار داد و همزمان در موسسه آواي شيدا به تعليم و بازنوازي رديف هاي موسيقي ايراني پرداخت كه بخشي از اين تلاش‌ها دردو آلبوم همنوازان شيدا عرضه شد.
لطفي اوايل سال گذشته آلبوم خموشانه را انتشار داد و در بروشور آلبوم نكاتي را درباره كمانچه نوازي بيان كرد كه با واكنش هاي فراواني روبرو شد.
لطفي پس از سال‌ها دوري بهار امسال در كاخ نياوران به اجراي كنسرتي با محمد قوي حلم پرداخت كه با استقبال فراوان روبرو شد
تازه ترين كاري كه از لطفي انتشار يافته است، همنوازي وي با استاد فرامرز پايور است كه سال ها قبل ضبط شده بود

منبع همشهری آنلاین

بنا به درخواست دوست عزیز محمدرضا بنایی از استاد لطفی قطعاتی را برای دانلود قرار داده ام.

(حتما دانلود کنید قطعات بسیار زیبایی است) نظر فراموش نشود.

در ضمن حجم فایل ها در هنگام دانلود فایل نوشته می شود.

استاد محمدرضا لطفی- سه تار - قطعاتی از درویش خان

Track 1

دانلود

Track 2

دانلود

Track 3

دانلود

Track 4

دانلود

Track 5

دانلود

Track 6

دانلود

 نوشته شده در  پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 16:30  توسط مهدی  | 


ایرج بسطامی در سال ۱۳۳۶در بم به دنیا آمد و تا قبل از بروز زلزله دلخراش این منطقه، در همین شهر زندگی می کرد. او موسیقی را نزد عموی خود، یدالله بسطامی فرا گرفت سپس برای تکمیل آموزه هایش به تهران آمد و از محضر استاد محمدرضا شجریان بهره برد.
سیروس علی نژاد، روزنامه نگار سرشناس، می گوید: "موسیقی را نزد استادان فن از جمله شجریان آموخته بود و وقتی درست آموخته بود، پا به صحنه گذاشته بود. می گفت که موسیقی در خانواده پدری او ریشه دار است. پدرش هنوز در ساعات فراغت ساز می زد. اما خود را بیشتر مدیون عمویش یدالله بسطامی می دانست که از نظر او در موسیقی استادی و مهارت داشت. او بود که صدا و ذوق ایرج را به موسیقی کشف کرده بود و از همان نوجوانی شروع کرده بود به آموختن گوشه ها و ردیف های موسیقی اصیل به او. این عمو در اوایل انقلاب فوت شد. پس از مرگ او، ایرج به تهران آمد و نزد استادان و بیشتر از همه خود مشکاتیان موسیقی خواند و کم کم به میدان آمد."
بسطامی در فعالیت هنری خود با اساتید دیگری همچون پرویز مشکاتیان، محمدرضا درویشی و کیوان ساکت همکاری داشته است.
وی یک بار در سال ۱۹۹۰به همراه پرویز مشکاتیان به اروپا رفت و کنسرتهای متعددی در سراسر اروپا ترتیب داد. در سال ۱۹۹۴هم به همین منوال با پرویز مشکاتیان همراه شد و به اروپا سفر کرد اماپس از آن در بم گوشه نشین شد.
پرویز مشکاتیان می گوید: "شرایط جاری موسیقی امروز،همه را بی انگیزه و خانه نشین کرده است. بسطامی با امید و انگیزه ای والا به تهران آمد و تنها به تعالی هنرش می اندیشید، اما پس از چندی دیگر چشم انداز روشنی ندید. آرزوی او داشتن سقفی بود که باران بر سرش نریزد اما آن را هم نداشت."
شهرام ناظری، خواننده سرشناس ایران ضمن اظهار تاسف از بروز ضایعه جبران ناپذیر فقدان بسطامی می گوید: "اگر بنا باشد از بهترینهای خوانندگان پس از انقلاب مثالی بیاورم ایرج بسطامی را نام می برم. او از ذوق ذاتی خاصی بر خوردار بود و نقطه امیدی در عرصه آواز بعد از انقلاب محسوب می شد."
بسطامی در آلبوم "رقص آشفته" با ترجیع بند "من ماندم تنهای تنها" و در مجموعه "افق مهر"، با "ای خوشا مست و خراب اندر خرابات آمده" بر سر زبانها افتاد.
تصنیف "دلم ای وای دل" سروده خواجوی کرمانی و "خوش نوای بی نوا" از جمله خوانده های وی است که با استقبال دوستداران مواجه شد. مجموعه افق مهر که نخست در کنگره جهانی خواجوی کرمانی اجرا شد. سپس در اروپا طی ۲۶ شب اجرا شد و مورد استقبال قرار گرفت.
عبد الحسین مختاباد،خواننده موسیقی سنتی ایران درباره بسطامی می گوید: "وی تنها خواننده چپ کوک زمان خود بود ( قدرت خواندن گام های بالا را داشت) و به لحاظ جنس و طعم ویژه ای که صدایش داشت در سه یا چهار دهه گذشته بی مانند بود."
مختاباد، معتقد است خواندن مجموعه "موسم گل" که عموما شامل آهنگهای چپ کوک ( گام بالا ) است تنها از عهده بسطامی بر می آمد. او هم به مشکلات مالی و معیشتی ایرج بسطامی اشاره دارد و می گوید به همین دلیل آن مرحوم از سالهای پایانی دهه ۷۰دیگر کار جدی نکرد.با اینهمه، پرویز مشکاتیان یادآور می شود که او یکی از پرتیراژترین نوارهای موسیقی را دو سال پیش به بازار عرضه کرد، در آلبومی که "وطن من" نام دارد و روی شعری از ملک الشعرا بهار ساخته شده است که چنین آغاز می شود:
ای خطه ایران مهین ای وطن من ای گشته به مهر تو عجین جان و تن من
مشکاتیان می گوید حتما این بیت را هم از این شعر بیاورید که اکنون مناسب حال او و دیگر همشهریان اش شده است:
دردا و دریغا که چنان گشتی بی برگ کز بافته خویش نداری کفن من
سیروس علی نژاد به یاد می آورد که اول باری که بسطامی را دید سال ۱۳۶۹ در تالار رودکی بود. او تازه به جامعه موسیقی ایران معرفی شده بود: " آن شب بسطامی در جمع گروه عارف غوغا می کرد. جذبه موسیقی گروه عارف و آواز ایرج بسطامی که تازه پا به عرصه نهاده بود، نفس ها را در سینه ها حبس کرده بود. وقتی شروع کرد چنان مجلس را گرفت که همه از خود بی خود شدند. شجریانِ دیگری ظهور کرده بود. شعر سعدی را می خواند و سوزی که در صدایش بود مجلس را به آتش می کشید، دلها را به فغان وا می داشت و آه از سینه ها بر می آورد:
بر من که صبوحی زده ام خرقه حرام است ای مجلسیان راه خرابات کدام است
با چون تو حریفی به چنین جای در این وقت گر باده خورم خمر بهشتی نه حرام است
سعدی مکن اندیشه که در کام نهنگان چون در نظر دوست نشینی همه کام است
صدایش به قول سعدی مرغ از طیران و آب از جریان باز می داشت". وی بعدها وقتی برای یک مصاحبه از نزدیک با بسطامی سخن گفت او را جوانی یافت "با حجب و حیای بچه های شهرستانی و هنری به قول نظامی عروضی در « آسمان هفتم »."
اما به اعتقاد سیروس علی نژاد، "آن نوارها که بسطامی بعد از « افشاری مرکب » بیرون داد نشان از افت صدایش داشت. اعتیاد از او جلو افتاده بود و کارش را در زایل کردن صدا بهتر از خود او در پرورش صدایش پیش می برد."
مختاباد، افشاری مرکب، اولین اجرای او را از جدی ترین کارهای موسیقی آوازی ایران خواند و از جمله امتیازات ویژه دیگر بسطامی ، توانایی فوق العاده در ارایه کار صحنه ای و برخورداری از بخش بم شاخص در گستره آوایی، برشمرد.
کیوان ساکت ، آهنگساز و نوازنده تار، همراه و همکار قدیمی خواننده فسانه، وی را از همراهی در اولین اجرا یعنی افشاری مرکب به خاطر دارد و می گوید: "ایرج که تا آخرین روز عمر نگهداری از همسر و فرزندان برادر درگذشته اش را بر عهده داشت، علیرغم بر خورداری از امتیازات برجسته صوتی که می توانست موجب شود وی امکانات مادی فراوان داشته باشد، به اینگونه مسایل توجهی نداشت. او با صدایی سوخته و باطنی زلال همیشه در دل ما باقیست."
مشکاتیان او را خواننده ای می داند که در عین فقر خود را حفظ کرد و به سرودخوانی تن نداد. مختاباد پیشنهاد می کند خانه موسیقی، متولی احداث سالنی به نام این هنرمند فقید در بم بشود تا علاوه بر زنده نگه داشتن خاطر وی بعدها میزبان فعالیت های فرهنگی آن دیار باشد.

حال به درخواست تعدادی از دوستان چند تصنیف زیبا از استاد بسطامی آماده کرده ام که امیدورام لذت ببرید.

ممکن است در نام گذاری تعدادی از تصانیف اشتباه شده باشد که پیشاپیش معذرت خواهی می کنم.

در ضمن نظر فراموش نشود. 

ردیف

نام تصنیف

مدت / حجم

لینک دانلود

۱

دولت عشق

۴:۳۵ - ۱۶۱۴کیلوبایت

دانلود

۲

گلپونه ها

۷:۱۶ - ۲۵۶۲ کیلوبایت

دانلود

۳

هستی من

۴:۴۲ - ۱۶۵۴ کیلوبایت

دانلود

۴

دردوعشق وانتظار

۷:۵۲ - ۲۷۶۸ کیلو بایت

دانلود

۵

به رهی دیدم برگ خزان

۴:۵۲ - ۱۷۱۴ کیلوبایت

دانلود

 نوشته شده در  چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 10:19  توسط مهدی  | 


این بار چند تصنیف زیبای دیگر برای شما دوستان آماده کرده ام.دانلود کنید و نظر خود را بگویید.

در ضمن اگر دوستانی هستند که علاقه به آوازهای اصیل و ناب ایرانی دارند در قسمت نظرات یادآور شوند تا برای آنها چند آواز زیبا از اساتید آواز قرار دهم.

ردیف تصنیف / خواننده حجم/مدت زمان لینک دانلود

۱

صنم/استادسراج

۱۴۵۴کیلوبایت - ۴:۵۷  

دانلود

۲

ساقیا/استادشجریان

۳۸۴۴کیلوبایت - ۳:۱۶

دانلود

۳

کوچ/استادمختاباد

۱۵۷۴کیلوبایت - ۵:۲۲

دانلود

 نوشته شده در  سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 16:56  توسط مهدی  | 


چند تصنیف زیبا از چند خواننده خوب و محبوب کشورمان برای شما دوستان اماده کرده ام. امیدوارم لذت ببرید.

نظر فراموش نشود.

ردیف

تصنیف/نام خواننده

زمان/حجم

لینک دانلود

۱ غم عشق/استاد بسطامی ۵:۲۴ - ۴/۴مگابایت

دانلود

۲ حال خونین دلان/سالار عقیلی ۸:۰۸ - ۷/۶۳۱ مگابایت

دانلود

۳ جان عاشق/بهرام حصیری ۶:۲۷- ۴/۵۴۳مگابایت

دانلود

۴

صیاد/استاد افتخاری

۴:۰۷ - ۳/۸۶۶مگابایت

دانلود

 نوشته شده در  دوشنبه 22 بهمن1386ساعت 19:32  توسط مهدی  | 


سلام

چندتا تصنیف زیبا برای شما دوستان عزیز آماده کرده ام . اگه دانلود نکنید از دست دادید.

خواهشن نظر فراموش نشود(با تشکر)

ردیف

نام تصنیف/خواننده

لینک دانلود

۱

بهار دلنشین /استاد بنان

دانلود

۲

افسانه/استاد رشیدی

دانلود

۳

مرکب آرزو/استاد افتخاری

دانلود

۴

بهار دلکش/علیرضا قربانی

دانلود

 نوشته شده در  یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 20:46  توسط مهدی  | 


در این پست آلبوم زیبای تک درخت غلامحسین اشرفی را برای دانلود برای شما می گزارم.

بازخوانی تصنیف های قدیمی دانلود کنید و لذت ببرید.

حتماْ لطف کنید و نظر خود را نیز بگویید.

ردیف نام آهنگ دانلود
۱ تک درخت کلیک کن
۲ الهه ناز کلیک کن
۳ سفر کرده کلیک کن
۴ عشق آشنا کلیک کن
۵ مستی های گذشته کلیک کن
۶ منتظرت بودم کلیک کن
۷ ساز شکسته کلیک کن

 نوشته شده در  دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 20:22  توسط مهدی  | 


سنتور این ساز خوش صدا که به جرات می توان گفت از قدیمی ترین سازهای ایرانی است-جزء سازهای زهی به شمار می رود. این ساز ذوزنقه ای دارای جعبه ای با عمق کم می باشد که به منظور انتقال صدا از آن استفاده می شود. درون جعبه پلهای استوانه ای شکلی قرار گرفته که در زیبایی صدا نقش بسزایی دارند.

روی صفحه سنتور گلهایی تعبیه شده اند که هر گل جای مخصوصی دارد. این گلها در طرح های مختلفی هستند که در انتقال صدا به جعبه و زیبایی ساز موثرند.

سنتورها از نظر اندازه و تعداد خرکها متفاوتند که انواع آن عبارتند از:

۹خرک             ۱۰ خرک                ۱۱خرک                 ۱۲خرک

که در زمان ما سنتور ۹ خرک مرسوم می باشد. ارتفاع خرکها بین ۲۰تا۲۴ میلی متر است-البته خرکهایی که زیر سیمهای زرد هستند یک میلی متر کوتاه تر از خرکهایی هستند که زیر سیم های سفید قرار دارند.در قسمت فوقانی خرک شیاری واقع شده که مفتولی از جنس استیل(ساچمه) روی آن قرار میگیردُ که محل نگهداری سیم ها است.این مفتول ها به دلیل استقامتی که دارند از فشار ناشی از سیم ها اسیب نبینند. در حاشیه ی دو سمت سنتور شیطانک ها واقع شده اند که روی هر یک مفتولی سیمی با ظرافت خاص در یک شکاف باریک قرار می گیرد.

درسمت چپ سنتور سیم گیرها و در سمت راست‌- گوشی ها هستند. تعداد گوشی ها و سیم گیرها به اندازه تعداد سیم های سنتور است که در سنتور۹ خرک ۷۲رشته سیم می باشد. سیم ها از یک سو به سیم گیر و از سویی دیگر به گوشی ها متصل می گردند. گوشی ها به وسیله کلید کوک شل یا سفت می گردند و از این طریق به صدای مطلوب می رسیم.هر چهار رشته سیم روی خرک واقع شده که تولیدیک صدا با اختلاف یک اکتاو ( هرنت با نت هشتم هم نامش را اکتاو گویند) از نت هم نام خود - به استثنای خرک هفتم" ر " سیم های سفید کوک شور- می نمایند.نکته ای باید در نظر گرفت محل قرار گرفتن خرک هاست. برای مثال در سنتور۹ خرک که از دو ردیف ۹ تایی خرک تشکیل شده است هر خرک در جای مخصوص خود قرار دارند با تغییر جای خرک صدا و گاهی دستگاه تغییر می یابد.

سیم ها سفید و زرد هر کدام به دو پوزیسیون تقسیم می شوند:

۱- سیم های زرد           پوزیسیون اول

۲- سیم های سفید      پوزیسیون دوم

۳- سیم های سفید      پوزیسیون سوم

۴- سیم های زرد          پوزیسیون چهارم

پوزیسیون چهارم تقریباْ استفاده نمی شود.صدا در پوزیسیون سوم زیرتر از دو ناحیه دیگر است.

علت اینکه در سنتور تنها از یک نوع سیم استفاده نشده این است که سیم های زرد از جنس فلزی-برنج یا مس- که باعث بم شدن صدا نسبت به سیم های سفید م شود و این نوعی قرینگی صوتی را در آهنگهاایجاد می کند و در حقیقت سیم زرد مکمل سیم سفید است. 

حال يك آواز زيبا از همايون شجريان از آلبوم ناشكيبا اجرا شده با سنتور آمده كرده ام براي جناب آقاي سنجري كه فرموده بودند آواز با سنتور جالب از كار در نمي آيد كه اميدوارم نظرجناب سنجري با گوش دادن به اين آواز نسبت به سنتور عوض شود و همچنين مورد قبول شما خوانندگان عزيز قرار بگيرد.

ناشكيبا همايون شجريان در شور-دشتي

آهنگساز: اردشير كامكار             سنتور:اردوان كامكار   دانلود كنيد

 نوشته شده در  دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 12:43  توسط مهدی  | 


دومین نشست موسیقی تحریر ایران با موضوع بررسی تاریخچه ساخت سنتور و مسائل و مشکلات این ساز درایران با عنوان "خلوت درخت و دست" برگزار شد.

در ابتدای این نشست که با حضور میلاد کیایی نوازنده سنتور، احمد ابراهیمی خواننده و محسن راسخ سازنده سنتور برگزار شد؛ شهاب منا محقق موسیقی درخصوص تاریخچه سنتور در ایران با نمایش اسلایدهای مرتبط با موضوع گفت : تاریخچه حضور سنتور در ایران با توجه به مستندهای موجود به دوران قاجار برمی گردد که این مستندات را می توان درعکس های سنتورنوازان، مینیاتورها و یا نگاره های به جا مانده در دوران پادشاهی فتحعلیشاه قاجار مشاهده کرد.

وی در توضیح ساختمان و ساخت سنتور درایران گفت : در تعریف ساختمان سنتور می توان به دو فاکتور اساسی اشاره کرد اول آنکه ساز سنتور یک ساز ذوات الاوتار مطلق ذوزنقه مانند افقی است که به شیوه ضربه ای با مضراب نواخته می شود خانواده این ساز در مقابل خانواده قانون قرار می گیرد به این معنا که در ساز قانون با زخمه و کندن سیم ها صدا در می آید اما سنتور با مضراب صدا می دهد و اما در خصوص شیوه ساخت و سازندگان این ساز باید متذکر شد که ساختمان و ساخت سنتور در ایران را می توان به دو قسمت تقسیم کرد قسمت نخست ساخت سنتور از دوران قاجار تا دوره معاصر(مهدی ناظمی) است و قسمت دوم از استاد ناظمی تا کنون را شامل می شود.

این پژوهشگر درادامه افزود : اگر نگاه اجمالی به ساز سازان شاخص در حوزه سنتور داشته باشیم به خوبی متوجه خواهیم شد که بیشترین سازندگان سنتور در اصفهان و جلفا ساکن بودند و از جمله این سازندگان ساز در دوران قدیم می توان به استاد زادور ارمنی، مارکار اصفهانی، آقا گل اصفهانی ، خاچیک و حاج محمد کریم خان اشاره کرد؛ همچنین به برخی دیگر از نوازندگان سنتور در دوران معاصر هم می توان ازصدری اصفهانی ، قدرت کلیمی دیبانیا، مهدی ناظمی، عباس و محسن راسخ نام برد.

منا درباره ویژگی های سازهای ساخته شده توسط مهدی ناظمی گفت : درباره استاد ناظمی روایت های مختلفی وجود دارد استاد علاقه بسیاری به سنتور نوازی داشته و به دلیل همین علاقه نزد استاد حبیب سماعی می رود و ساخت سنتور را از همان دوران آغاز می کند و در ادامه استاد ناظمی در ساخت ساز از زوایای دید حبیب سماعی و ابوالحسن خان صبا استفاده کرد و با الگو قرار دادن سازهای ساخته شده توسط سنتور مارکار اصفهانی به سبک تازه ای در ساخت این ساز رسید که در این میان می توان به سازهای ساخته استاد ناظمی در دست سنتور نواز برجسته ای چون پرویز مشکاتیان ، همایون پایور و مجید کیانی اشاره کرد .

در ادامه این نشست میلاد کیایی درباره مشکلات موجود در ساخت سنتور گفت : یکی از مشکلات موجود در ساز سنتور توجه به کمیت در ساخت این ساز به جای کیفیت است به این معنا که با توجه به بازار این ساز اغلب سازندگان به جای تاکید بر کیفیت ساز و همچنین صدا دهی خوب سنتور به کمیت در ساخت این ساز اهمیت می دهند و این در حالی است که ارزش واقعی سازها به صدای خوب آنها است نه تعداد مهرهای حک شده سازنده روی سازها.

در پایان این نشست شفیعی نوازنده سنتور با سازی ساخته محسن راسخ با همراهی مصطفی راسخ نوازنده تنبک قطعاتی را به سبک رضا ورزنده نواختند و پس از آن از محسن راسخ به عنوان نوازنده سنتور تجلیل شد.

منبع: خبرگزاری مهر
دو دانلود بسیار زیبا از نوازندگی در سنتور
۱- شماره ۱ چهار مضراب بسیار زیبا دانلود کنید.
۲- شماره ۲ یک رینگ زیبا است که اگر دانلود نکنید از دست داده اید.
 نوشته شده در  یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 20:30  توسط مهدی  | 


در موسیقی سنتی هفت دستگاه به نام های زیر داریم:

۱-شور      ۲- سه گاه       ۳- همایون        ۴- ماهور       ۵- چهارگاه     ۶- نوا     ۷- راست پنجگاه

همچنین پنج آواز به اسامی زیر داریم:

۱- ابوعطا     ۲- بیات ترک      ۳-افشاری    ۴-دشتی   ۵-بیات اصفهان

که چهار آواز اول با دستگاه شور هم پرده و اصطلاحاْ از یک مجموعه و بیات اصفهان نیز هم پرده با همایون است. در کوک شور اجرا گسترده است و دراین کوک علاوه بر دستگاه شور: آواز ابوعطا و بیات ترک و افشاری ودشتی را هم می توانیم اجرا کنیم.

کلیدها در موسیقی:

برای نت خوانی در موسیقی(۷) نوع کلید انتخاب شده است که ۴ نوع آن کلید((دو)) می باشد: دوی خط اول-دوی خط دوم- دوی خط سوم و دوی خط چهارم 

 ۲ نوع کلید ((فا)) ی خط سوم و کلی فای خط چهارم  و یک نوع کلید ((سل)) که از روی خط دوم حامل رسم می گردد.

کلید سل               کلید فا            کلید دو

کلید سل بیشترین استفاده را در بین کلیدهای دیگر - در موسیقی ایرانی- دارد.

 

 نوشته شده در  یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 19:5  توسط مهدی  | 


پس از ورود ویولن به ایران در اواخر عهد ناصری و آموزش آن توسط موسیو دوال فرانسوی به عنوان اولین مدرس ویولن در ایران، فراز و فرودهایی بر این ساز رفت تا به دست کلنل علینقی وزیری رسید. این شخص تحصیلکرده و آگاه بر اصول موسیقی تحولاتی در نحوه آموزش و نواختن این ساز به وجود آورد که حاصل آن ظهور چهره های فراوان و نوازندگانی قابل گردید که از برجسته ترین آنها به ترتیب می توان ابوالحسن خان صبا، حسین خان یاحقی، رضا محجوبی و... را یاد کرد. این بزرگان و به خصوص استاد ابوالحسن صبا (منشأ تحول موسیقی ایرانی) با تحمل مشقات فراوان و در آمیختن خلاقیت خود با اندوخته های گذشته، فصل جدیدی در سیر تحول ویولن در ایران به وجود آوردند و هر یک برگزیدگانی از مکتب خویش به جای نهادند که در این بین شاگردان مکتب صبا و یاحقی که بعضا هر دو استاد را تجربه کردند به دلیل فراگیری آموزه های هر دو مکتب (شیوه غربی در مکتب صبا، شیوه ایرانی و شیرین نوازی در مکتب یاحقی) به جایگاه قابل توجهی دست یافتند. برجسته ترین نوازندگان این نسل عبارت بودند از: علی تجویدی، مهدی خالدی، همایون خرم، حبیب الله بدیعی، پرویز یاحقی، اسدالله ملک و... . در این مقال مروری اجمالی خواهیم داشت به پرویز یاحقی و آثار و احوال او.

پرویز یاحقی در سن  9 سالگی

پرویز یاحقی یکی از چهره های بی بدیل موسیقی ایرانی است که نامش با ویولن عجین شده، چنانکه نسل قبل و حتی بعد از انقلاب با شنیدن نام ویولن، بلافاصله نام پرویز یاحقی به ذهنشان متبادر می شود و این امر از تأثیرگذاری این شخص بر ذهن سطوح مختلف جامعه حکایت می کند.او چنانچه خود می گوید در کودکی حسب مقتضیات شغلی پدر به همراه خانواده به لبنان سفر می کند و پس از گذشت مدتی کوتاه و به دلیل دور بودن از معشوق جاودانی اش ویولن به حالت احتضار می رود که با توصیه پزشکان، خانواده اش تسلیم خواسته وی شده و او را به ایران می فرستند تا در کنار دایی هنرمندش حسین خان کسب فیض کند. پرویز با تلمذ در مکتب نه تنها هنرمندپرور، بلکه انسان پرور حسین خان و ابوالحسن صبا و تلفیق نبوغ ذاتی، خلاقیت و استعداد شگرف خویش با این داشته ها هر چه سریع تر پله های ترقی را پیمود تا جایی که در همان سنین جوانی در برخی ارکسترها و قطعات، به رغم حضور استادانش، سلوها به او سپرده می شد که خود نشان از خارق العاده بودن این جوان داشت.

این سیر صعودی با ساختن چهار مضراب، قطعات و آهنگ هایی جاودانه، تنظیم، تکنوازی و همنوازی های فراوان در کنار بزرگان موسیقی آن زمان به بالاترین درجه خویش رسید و او را به عنوان یک نوازنده صاحب سبک به جامعه معرفی کرد. سبکی که انحصاراً مال او و زاده خلاقیت، تکنیک، احساس و نوآوری های خود او بود و مقلدان فراوانی نیز پیدا کرد که از آن جمله می توان: مجتبی میرزاده، سیاوش زندگانی، بیژن مرتضوی، جهانشاه برومند و... را نام برد که هر یک در نوع خود نوازندگانی مطرح هستند، اما همگی به نوعی مستقیم یا غیرمستقیم از این بزرگوار تأثیر گرفته و انشعابات این سبک محسوب می شوند و با وجود داشتن احساس مستقل، هیچ گاه نتوانستند در بروز این حس استقلال کامل نشان دهند.

در سبک پرویز یاحقی با کثرت تکنیک و تنوع در استفاده از آنها فراوان برخورد می کنیم: ویبر، مالش و گلیساندوهای گوشنواز و شیرین، استفاده به جا از پوزیسیون های مختلف، اجرای تریل های قدرتمند و سریع با انگشتان دوم و سوم، آرشه پرانی های متناسب با نوع دستگاه و قطعه، نزدیک کردن آرشه به خرک در حین آرشه کشی، استفاده از پیزیکاتو در قطعات ضربی و نهایتا استوار بودن بخش اعظمی از نوازندگی، مانور و خلق ملودی روی سیم های بم که این یکی نقطه عطف و بهتر بگوییم نگین انگشتری سبک یاحقی محسوب می شود، زیرا در گذشته و مشخصا تا قبل از او هیچ کس تا به این حد از سیم های بم استفاده نمی کرد و اساسا قادر به خلق ملودی زیبا و محرک احساس برروی سیم های ۳ و ۴ نبود و در واقع او را می بایست احیا کننده سیم های بم ویولن نامید. چهارمضراب ها، آهنگ و رنگ های ساخته او که شروع و پایه آنها از سیم های sol و re بوده و قسمت اعظم آنها نیز در همین محدوده می باشد، گواه این مدعاست.

لازم به یادآوری است که برخی قطعات او با کوک های مخصوص و برخی دیگر با کوک افتاده نواخته می شود که این دو کوک و به خصوص افتاده (به معنی همصدا بودن دو سیم در کنار هم [mi-mi la mi] از ابداعات حسین خان یاحقی و مختصات همین مکتب و سبک است که بعدها توسط دیگران نیز مورد استفاده قرار گرفت.)
این روح بی قرار و ناآرام که فراز و فرودهای زیادی را در طول دوران حیاتش سپری کرده و از قضا جفا هم زیاد دیده، وقتی به جان ساز ریخته شده و با ویولن درمی آمیزد، با اشرافی که بر ردیف موسیقی ایرانی
دارد، از دل این دریای بی پایان اصواتی را بیرون کشیده و خلق می کند که وجود هر شنونده را مسحور هنر خویش کرده و او را به دنیای دیگری رهنمون می سازد. او همچنانکه خود می گوید با ساز زدنش زندگی خویش را روایت می کند و در واقع راوی زندگی خویش است.

اوراق دفتر تاریخ موسیقی مان را که ورق بزنیم به نوازندگان خوب و آهنگسازان برجسته ای برخورد می کنیم، اما معدود کسانی در این جمع وجود دارند که هر دو هنر، یعنی آهنگسازی و نوازندگی را آن هم در حد اعلا تواماً در خویش جای داده باشند و بی شک یکی از یکه تازان این میدان، پرویز یاحقی است. وی به لحاظ خلق و خو و شخصیت به گواه دوستان، شاگردان و مرتبطان با وی، یک نمونه کامل و چکیده راستین مکتب آن دو اسوه اخلاق (صبا و حسین یاحقی) است و هنر والای او جلوه ای از ذات ناب اوست که بر پرده ساز میخرامد و با جلوه گری دل می رباید. او از سالیان دور تاکنون رابطه بسیار صمیمی با سایر هنرمندان این خاک و بالاخص موسیقیدانان داشته و حتی با نوازندگانی که به نوعی رقبای او به حساب می آمدند (بدیعی، خرم، ملک و...) دوستی نزدیک و رابطه احساسی عمیق و عاطفی داشته و دارد (چیزی که متاسفانه در عصر حاضر کمتر با آن برخورد می کنیم).

مروری بر پرونده هنری او نشان می دهد که یکی از ارکان برنامه گل ها بوده که با همنوازی در کنار خوانندگان و نوازندگان مطرح آن زمان چه زن و چه مرد که بعضی از آنها را خود او به این عرصه آورده بود، ساختن آهنگ های ماندگاری همچون: بیداد زمان، می زده شب (ماهور)، سراب آرزو (افشاری)، غزالان رمیده (شوشتری و همایون)، آهنگ زیبای او در چهارگاه با مطلع : [آن که دلم را برده خدایا زندگیم را کرده تبه گو...] (گل های رنگارنگ شماره ۴۲۰ و ۴۲۸) با تنظیم زیبای زنده یاد جواد معروفی و آهنگ های دیگری که مجال نام بردن از آنها نیست، افراد بسیاری را به موسیقی ایرانی علاقه مند کرده که حتی به رغم گذشت سالیان متمادی بر این آهنگ ها، هنوز هم ورد زبان عوام و خواص هستند و نیک است بدانیم بخش اعظمی از این آثار حاصل هم نفسی ۵۰ ساله با ترانه سرای معاصر استاد بیژن ترقی است که از همین جا آرزوی طول عمر توام با سلامتی برایشان داریم.

اگر به زمان ساختن این آهنگ ها و سال های فعالیت یاحقی توجه بکنیم، درمی یابیم در برهه ای که وجود موسیقی های مبتذل و کاباره ای و... موسیقی اصیل ایرانی را تهدید می کرد و به حاشیه می راند، او یکی از خادمان و پاسبانان این موسیقی بوده که هنوز هم پس از گذشت بیش از نیم قرن همین خط سیر را دنبال می کند و اخیرا چند کار از تکنوازی ها و کارهای بدون کلام او منتشر شده که حاصل گوشه نشینی سال های اخیر اوست و در این آثار، اندکی تغییر فرم و تبعیت احساس را از عوامل اجتماعی و شرایط محیطی و روزمره مشاهده می کنیم.

وی با نواختن سه تار نیز کاملاً آشنایی داشت و در صدابرداری هم دارای یدی طولایی بود و کارهای زیادی را صدابرداری کرده، چه از آثار خود و چه دیگر نوازندگان و دوستان هم روزگارش و  برای ضبط کار به دلیل تکلف ها و هزینه های فراوان استودیوها و سایر مشکلات در منزل خود به این کار مشغول بود . در نظر بگیرید تهیه دستگاه های حرفه ای صدابرداری، میکروفون های مخصوص و سایر آلات و ادوات را با هزینه شخصی و در منزل و مقایسه بکنید آن را با شرایط قبل از انقلاب که رادیو در اختیار موسیقیدانان بود و برای ضبط کار اصلا دغدغه ای وجود نداشت، سپس خود بخوانید حدیث مفصل از این مجمل که چرا آثاری همانند آثار گذشته از قبیل برنامه های تکنوازان، گل ها و... دیگر تکرار نمی شود؟

برداشت از سایت http://www.yahaghi.org

حال آهنگی زیبا از استاد بی بدیل ویولن استاد یاحقی برای دانلود در اختیار شما قرار می دهم.

آهنگی از مجموعه طره 1

 نوشته شده در  شنبه 13 بهمن1386ساعت 9:43  توسط مهدی  | 


فرامرز پایور

فرامرز پایور در ۲۱ بهمن سال ۱۳۱۱ در تهران متولد شد و تحصیلات عمومی خود را در مدرسه دارلفنون و دبیرستان دارائی به پایان رساند. پدرش علی پایور هنرمند نقاش و استاد زبان فرانسه و دانشگاههای تهران بوده و جدش مصورالدوله نقاش چیره دست و وزیر پست و تلگراف، در زمان صدارت مستوفی الممالک بوده است و در عین حال با موسیقی آشنایی کامل داشته و ویولن، سنتور و سه تار را خوب می نواخته و در این زمینه از دوستان مرحوم رکن الدین خان مختاری بوده است.

 

خود استاد هم اشاره کرده اند که در سنین کودکی و نوجوانی هر گاه که در منزلشان مهمانی بوده و پدرشان از موسیقی دانان زمان دعوت به عمل می آورده است، همواره تا دیر وقت پای ساز این بزرگان می نشسته و به صدای ساز این بزرگان گوش می کرده است.

 

فرامرز پایور تحصیلات موسیقی خود را از سال ۱۳۲۸ شروع نموده و نزد ابوالحسن صبا ، استاد موسیقی ایرانی به فرا گرفتن سنتور اشتغال ورزیده و پس از ده سال تحصیل مداوم یک دوره کامل از ردیف موسیقی ایرانی را که توسط استاد صبا برای سنتور تنظیم شده بود فراگرفت و موفق به دریافت تقدیر نامه یی از طرف استاد شد. مهارت او در این ساز به جایی رسید که استاد صبا از او خواست که به اتفاق قطعاتی نواخته و روی نوار ضبط نمایند که اکنون چند نمونه از آنها در آرشیو رادیو موجود می باشد. پایور فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۳۳ در وزارت فرهنگ و هنر که در آن موقع اداره کل هنرهای زیبا نامیده می شد شروع نمود و از همان زمان برنامه هایی از موسیقی اصیل ایرانی تهیه و در کنسرتها و همچنین در رادیو و تلویزیون اجرا  می نمود.

 

همچنین پایور علاوه بر دوره هایی که نزد استاد صبا آموخت، یک دوره از ردیف قدیم و همچنین کلیه تصانیف قدیم را که متعلق به شیدا ، عارف ، سماع حضور (پدر زنده یاد حبیب سماعی) و ظهیرالدوله و سایر اساتید قدیمی بودند، نزد آقای عبدالله دوامی استاد آواز فرا گرفت و به خط  نت درآورد و آقای دوامی طی تقدیرنامه یی که برای او نوشته ، صحّت و اصالت نوشته او را نیز تایید نمود. علاوه بر آن پایور یک دوره ردیف آقامیرزا عبدالله را که به نام کتاب موسیقی ایران نامیده می شود نزد استاد صبا فراگرفت و ضمناً کلیه آثار رکن الدین مختاری و آثار درویش خان را جمع آوری و به خط نت درآورده است.

 

سالهاى ۱۳۵۸ ،۱۳۳۸  براى او سالهاى كار خستگى ناپذير روى صحنه بود. او اولين سنتورنوازى بود كه روى سنتور نواسازى مى كرد و تنها در پى بديهه نوازى نبود. به بيان روشن تر، تنها آهنگسازى بود که ساز تخصصی او سنتور بود.


دهه هاى ۱۳۳۰ و ،۱۳۴۰ عصر ويلن بود و تقريباً تمام نواسازان و قطعه نويسان و تنظيم كنندگان موسيقی ايرانى (به جز استاد جواد معروفى)، با ساز تخصصى ويلن شناخته مى شدند. جالب اينكه ساز دوم استاد پايور، سه تار بود و مشقهاى اوليه آن را از صبا فراگرفته است ولى جز در خلوت خود، در جاى ديگر دست بر سه تار نبرد و اين برخلاف رسم هميشگى نوازندگان است كه اگر ساز اولشان كششى باشد، ساز دومشان مضرابى است.


او در اين سالهاى پركار، هارمونى و كمپوزيسيون را در كلاس استاد بزرگ عصر، امانوئل مليك اصلانيان آموخت و ترجيح داد براى ادامه تحصيلات كلاسيك خود كه سالها پيش، عشق موسيقى آن را كنار زده بود، به انگلستان برود.

 

در سال ۱۳۴۱ از طرف وزارت فرهنگ و هنر برای مدت سه سال به انگلستان اعزام شد ، در آنجا زبان انگلیسی خود را تکمیل نموده و موفق به دریافت دیپلم در رشته تخصصی زبان از دانشگاه کمبریج گردید. ضمناً در رشته موسیقی نیز از آکادمی سلطنتی موسیقی لندن مدارک قابل توجهی کسب نمود و در عین حال برای شناساندن موسیقی ایرانی از طرف دانشگاه لندن و دانشگاه کمبریج از او دعوت شد که کنفرانس هایی در این زمینه و نیز اجراهایی همراه با ساز خود ترتیب دهد که کلیه آنها با موفقیت انجام شد و از طرف دانشگاههای مزبور به دریافت جوایزی نایل گردید. برنامه هاى دلپذيرى از آن سالها در آرشيو راديو بى بى سى وجود دارد. علاوه بر آن فرامرز پایور در طی دوران فعالیت هنری خود ، به اغلب کشورهای جهان برای اجرای کنسرت و شناساندن موسیقی ملی ایران و تهیه صفحه مسافرت نموده است. به طور کلی در هر کجا که فعالیتی در زمینه موسیقی ایرانی انجام می گرفت، پایور همیشه پیش قدم بوده و وجود او برای نشان دادن موسیقی اصیل ایرانی برای موسسات پخش غیر قابل اجتناب و انکار بوده است. وی در سال ۱۳۵۳ همکاری مداوم خود را با سازمان رادیو تلویزیون شروع کرده و آثار خود و متقدمین را به معرض اجرا و پخش درآورد.

 

سعی و کوشش پایور همیشه بر این استوار بوده که آثار موسیقی دانان متقدم ایران را که به دست فراموشی سپرده شده بود ، به شنوندگان معرفی کند. وی با کمک اساتید دیگر موسیقی سازی و آوازی و همچنین با گروه کوچکی که از نوازندگان سازهای ملی ، آنچه که قبلاً از اساتید خود فراگرفته به اجرا گذارد.

 

ذوق سرشار و استعداد ذاتی او در تنظیم و ارائه موسیقی اصیل ایرانی و همچنین تکنیک و تبحر او در نواختن ساز سنتور موجب شده است که روز به روز به علاقه مندان موسیقی اصیل ایرانی اضافه شود و با جرأت می توان پایور را یکی از بزرگان موسیقی اصیل و ملی ایران دانست و به واسطه همین دانش و آگاهی و زحماتی که او برای حفظ و اشاعه آن متحمل گشته از طرف استاد صبا موفق به دریافت تقدیرنامه گشت.

 

از ویژگی های استاد پایور باید به نظم و انضباط ایشان و نیز تاکید بسیارشان بر تمرین در اجراهی گروهی اشاره کرد. در تمام اجراهای استاد، ایشان همیشه رأس ساعت مقرر در جلسه حاضر می شدند و هیچ گاه زودتر یا دیرتر از زمان تعیین شده روی سن نمی رفتند. در مورد نظم و دقت در گروه استاد هم همانقدر باید اشاره کرد که در بین اهالی موسیقی، گروه استاد پایور معروف به داشتن نظم و کوک بسیار دقیق سازهاست. خانم پروین صالح، همسر استاد هوشنگ ظریف و نیز از اعضای گروه استاد پایور در مورد اهمیت تمرین در گروه می گویند:

 

 

شاید بتوان فهرست فعالیت های بسیار استاد را به صورت زیر خلاصه کرد:

بيش از هزار و ششصد ساعت اجراى گروهى و فردى روى صحنه هاى داخل و خارج از كشور (با همه مشكلات توانفرساى ويژه اين كار)، آهنگسازى و تنظيم قطعات متعدد، تدريس صدها شاگرد از چهار نسل متوالى، نت نويسى قطعات قدما، حضور در هنرستان و هنركده موسيقى ملى، اداره هنرهاى زيبا و واحد موسيقى راديو تلويزيون ملى ايران، نگارش كتب آموزشى، نظارت بر كار گروههاى ديگر و تصحيح آنها و كار با خوانندگان بسيارى كه از عبدالوهاب شهيدى و شجريان، تا شهرام ناظرى و حميد رضا نوربخش و على رستميان (يار وفادار او در سالهاى اخير) جزو اين فهرست هستند و كمتر كسى است كه نداند استاد پايور چه حس مسئوليت و دقتى روى جوانان خواننده داشته و براى رشد آنها از سرمايه هنرى و حيثيت خود هزينه كرده است و اين نيز از اخلاق استادش صباى بزرگ به يادگار است. هر خواننده اى كه با او و اركسترش كار كرد، به نوعى از آبروى هنرى رسيد. كار كردن با او و «گروه اساتيد»، اسباب كسب اعتبار و افتخار بوده است. با وجود تنوع معاشران هنرمند او از قدما تا نوازندگان امروز، او همنوازان دلخواه خود را هميشه از بين نخبگان برگزيده است : جليل شهباز و هوشنگ ظريف (تار) رحمت الله بديعى و اصغر بهارى (كمانچه) ، حسن ناهيد و محمد موسوى (نى)، حسين تهرانى و محمد اسماعيلى(تنبک). استاد به نواختن تنبك هم آشنا و تأثير گرفته از استاد حسين تهرانى است و گاه در لحظات خصوصى وخلوت كلاس درس، براى شاگردان چند ميزان نواخته و شعرى را به لحن خوش با آنها همراه كرده است.

 

نظام آموزشى او، بيشتر نوازنده دقيق و منظم «اركسترى» را تربيت مى كند، نه بداهه نواز شوريده و شاعر. بدون ترديد، راه رسيدن به هر شهود و خلسه اى در هنر، ابتدا از تربيت منظم و آگاهانه شروع می شود. و بعد، اين مرحله را پشت سر مى گذارد تا به حد ظرفيت و استعدادش، به خلاقيت برسد. بسيارى از نوازندگانى كه بعدها به داشتن شيوه و روش ابتكارى خود شهرت پيدا كردند، با آموزشهاى پله به پله و سنجيده مكتب استاد فرامرز پايور ـ كه خود برجسته ترين نمونه اين مكتب و تكنيك درخشان آن است ـ آغاز كرده و سپس راه و روش دلخواه خود را يافته اند. همه آنها معترفند كه مكتب و دستور استاد پايور مطمئن ترين منزل براى آغاز راه آموزش سنتور است.

                                          

                                                                                              منبع: وبلاگ سنتور

 نوشته شده در  جمعه 12 بهمن1386ساعت 18:40  توسط مهدی 


با توجه به اینکه خودم عاشق ساز سنتور (سنتور صدای ستاره های آسمان) هستم قطعه زیبایی براتون آماده کردم.

یه آهنگ زیبا از ساخته های استاد جواد معرفی براتون میزارم اما با سنتور اجرا شده که نوازنده شو  نمی دونم چه کسی هست اما احتمال زیاد متعلق به استاد فرامرز پایور است.

همانطور که می دونید استاد معروفی نوازنده پیانو بوده است و آهنگ زیبایی داره به نام خوابهای طلایی که این قطعه با سنتور اجرا شده به همون سبک پیانو امیدوارم از دانلود اون لذت ببرید.

قطعه خوابهای طلایی اجرا شده با سنتور

 نوشته شده در  جمعه 12 بهمن1386ساعت 11:40  توسط مهدی  | 


تصنیفی از همایون شجریان براتون میگزارم. امیدوارم استفاده لازم را ببرید

تصنیف توکیستی از کاست با ستاره ها

 با ستاره ها ناآلبوم: با ستاره ها

آهنگساز:محمد جوادضرابیان

خواننده:همایون شجریان

 نوشته شده در  پنجشنبه 11 بهمن1386ساعت 20:56  توسط مهدی  | 


در ابتدای کار تصنیف زیبایی از استاد ناظری برای دانلود می گذارم امیدوارم که لذت ببرید

دانلود کنید ازاینجا

لطفاْ نظر خود را نیز بگویید.

 نوشته شده در  پنجشنبه 11 بهمن1386ساعت 19:59  توسط مهدی  | 


با سلام

این وبلاگ به زودی با موضوع موسیقی اصیل ایرانی و دانلود اکثر آثار موسیقی ایرانی راه اندازی می شود.

لطفاْ نظرات خود را برای قرار دادن چه نوع آهنگهایی در بخش نظرات قرار دهید تا بتوانم آهنگهای و تصنیفهای مورد علاقه شما را در سایت قرار بدهم.

باتشکر

 نوشته شده در  پنجشنبه 11 بهمن1386ساعت 9:36  توسط مهدی  |